![]() |
باران عشق |
![]() |
| ...وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی ... |
|
بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم..............باشدکه نباشیم و بدانند که بودیم
|
|
این۳ تا شعر جزو آخرین نوشته های من تو این بلاگ . دیگه می خوام ننویسم ......
دوستان به شرح پريشانی من گوش کنيد داستان غم و پنهانی من گوش کنيد قصه بی سرو سامانی من گوش کنيد گفتو گوي من و هيرانی من گوش کنيد شرح اين آتش جان سوز نگفتن تا کی سوختم و سوختم اين راز نهفتم تا کی
روزگاری من دل ساکن کویی بوديم ساکن بت عربده جوی بوديم عقل و دين باخته ديوانه رویی بوديم بسته سلسله مویی بوديم کس در آن سلسله غير از من و دل نبود يک گرفتار از اين جمله که هستند نبود
ديگری جز تو مرا اين همه آزار نکرد جز تو کس در نظر خلق مرا خوار نکرد آنچه کردی تو به من هيچ ستم کار نکرد هيچ سنگين دل بيداد گر اين کار نکرد اين ستمها دگری با منه بيمار نکرد هيچ کس اين همه آزار من زار نکرد گر ز آزردن من هست غرض مردن من |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه سی ام آذر 1384ساعت 11:59 توسط mohammad etemadi |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| وضعیت من در یاهو |
|
|
| بازدید کنندگان |
|
|
| درباره وبلاگ |
آرزو دارم شبي عاشق شوي. آرزو دارم بفهمي درد را. تلخي برخوردهاي سرد را. مي رسد روزي كه بي من لحظه ها را سر كني. مي رسد روزي كه مرگ عشق را باور كني. مي رسد روزي كه شبها در كنار عكس من نامه هاي كهنه ام را مو به مو از بر كني
|
| پیوندها |
|
.... یه نفره که کوچه وداع رود خانه آبی بارون پرنیان وبلاگی که عکسهای خودمه نیروانا عشق آسمونی بهترین وبلاگی که تا حالا دیدم (دوست خوبم حمید رضا) اتاق آبی |
|
RSS
|