![]() |
باران عشق |
![]() |
| ...وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی ... |
|
سالها پیش که رسما شروع به نوشتن کردم ، اولین متنم رو برای باران نوشتم (اکثر کسایی که ازمدتها پیش با وبلاگ من آشنا هستن می دونن باران کیه) من اکثر متنهایی که راجب باران می نویسم تو وبلاگ می گذاشتم ولی نمی دونم چرا این متن که اولین متن من راجب او بود رو نزاشتم اصلا نمی دونم چرا!!! ولی امروز چون یه روز خاص این متن رو میزارم این متن اولین نوشته من راجب باران بود و آخرین نوشته من راجب او در این وبلاگ به نام یگانه خاق هستی سالها پیش با یگاده معبود سخن می گفتم به او گفتم خدایا ، به من عشقی بده که تا ابد در دل داشته باشم و هیچ گاه این عشق از دلم خارج نشود. خدا فرمود : در آینده بو تو عشقی خواهم داد که نعمتی گرانبهاست و هیچ گاه از دلت خارج نمی شود. شالها گذشت تا شبی با ندائی از خواب بلند شدم ، صدا از طرف معبود آمده بود و به من گفت که بستر را ترک کن و به طرف خیابان برو . در حالی که با خوشحالی و گریه کنان بستر را ترک می کردم به خیابان رسیدم چیزی نبود آنجا بود که رو به خدا کردم و به او گفتم : خدایا نعمتی برای من نیامد ، من پس از سالها انتظار فکر می کردم تو آن نعمت را برای من فرستاده ای آنگاه بود که خدا قطره ای باران بر روی گونه ام به جای اشک گذاشت و عشق باران تا ابد در دلم ماند . تولدش مبارک
|
|
2 نوشته شده در
سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 21:27 توسط mohammad etemadi |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| وضعیت من در یاهو |
|
|
| بازدید کنندگان |
|
|
| درباره وبلاگ |
آرزو دارم شبي عاشق شوي. آرزو دارم بفهمي درد را. تلخي برخوردهاي سرد را. مي رسد روزي كه بي من لحظه ها را سر كني. مي رسد روزي كه مرگ عشق را باور كني. مي رسد روزي كه شبها در كنار عكس من نامه هاي كهنه ام را مو به مو از بر كني
|
| پیوندها |
|
.... یه نفره که کوچه وداع رود خانه آبی بارون پرنیان وبلاگی که عکسهای خودمه نیروانا عشق آسمونی بهترین وبلاگی که تا حالا دیدم (دوست خوبم حمید رضا) اتاق آبی |
|
RSS
|