![]() |
باران عشق |
![]() |
| ...وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی ... |
|
چشمهایش ...
|
|
او چشمهایش را به من داد ، او دستانش را به من داد ، او تمام وجودش را به من داد و من هم تمام وجودم را به او دادم ، اما افسوس که روزگار خیلی زود خوبان را از هم می گیرد
|
|
2 نوشته شده در
شنبه سی ام دی 1385ساعت 22:22 توسط mohammad etemadi |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| وضعیت من در یاهو |
|
|
| بازدید کنندگان |
|
|
| درباره وبلاگ |
آرزو دارم شبي عاشق شوي. آرزو دارم بفهمي درد را. تلخي برخوردهاي سرد را. مي رسد روزي كه بي من لحظه ها را سر كني. مي رسد روزي كه مرگ عشق را باور كني. مي رسد روزي كه شبها در كنار عكس من نامه هاي كهنه ام را مو به مو از بر كني
|
| پیوندها |
|
.... یه نفره که کوچه وداع رود خانه آبی بارون پرنیان وبلاگی که عکسهای خودمه نیروانا عشق آسمونی بهترین وبلاگی که تا حالا دیدم (دوست خوبم حمید رضا) اتاق آبی |
|
RSS
|